نثر · شماره 3
بشر حافی از فضیل عیاض رضی الله عنهما پرسید که: زهد فاضل تر یا رضا.» فضیل گفت: «الرضا افضل من الزهد؛ لان الراضی لا یتمنی فوق منزلته.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
اندر آثار است که موسی گفت، علیه السلام: «الهی دلنی علی عمل اذا عملت رضیت عنی.» فقال: «انک لاتطیق ذلک یا موسی.» فخر موسی علیه السلام ساجدا متضرعا. فاوحی الله الیه: «یا ابن عمران، ان رضائی فی رضاک بقضائی.»
# - 2
:«بار خدایا، مرا راه نمای به کرداری که چون آن بکنم تو از من راضی گردی.» خداوند عز و جل گفت: «تو آن بنتوانی کرد.» موسی علیه السلام سجده کرد و تضرع نمود. خداوند تعالی بدو وحی فرستاد: «یا پسر عمران، رضا و خشنودی من ازتو اندر رضای توست به قضای من.» یعنی چون بنده به قضاهای حق راضی باشد علامت آن بود که خداوند تعالی از وی راضی است.
# - 3
بشر حافی از فضیل عیاض رضی الله عنهما پرسید که: زهد فاضل تر یا رضا.» فضیل گفت: «الرضا افضل من الزهد؛ لان الراضی لا یتمنی فوق منزلته.»
انتخابشده - 4
رضا فاضل تر از زهد؛ از آن چه راضی را تمنا نباشد و زاهد صاحب تمنا بود؛ یعنی فوق منزلت زهد منزلتی دیگر هست که زاهد را بدان منزلت تمنا بود و فوق رضا هیچ منزلتی نیست تا راضی را بدان تمنا افتد. پس پیشگاه فاضل تر از درگاه.
# - 5
و این حکایت دلیل است بر صحت قول محاسبی که رضا از جملۀ احوال است و ازمواهب ذوالجلال، نه از مکاسب بنده و احتیال، و نیز احتمال کند که راضی را تمنا نباشد و از پیغمبر علیه السلام می آید اندر دعواتش: «اسالک الرضا بعد القضا.» بارخدایا، از تو خواهم که مرا راضی داری از پس آن که قضا به من آید؛ یعنی مرا به صفتی داری که چون قضای مقدر تو به من آید مرا به ورود خود راضی یابد. این جا درست شد که رضا قبل ورود القضا درست نیاید؛ از آن چه آن عزم باشد بر رضا و عزم رضا عین رضا نباشد.
# - 6
و ابوالعباس بن عطا گوید، رضی الله عنه: «الرضا نظر القلب الی قدیم اختیار الله للعبد.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «فصل» است.