نثر · شماره 10
گویند که عتبه الغلام شبی نخفت و تا روز می گفت: «ان تعذبنی فانا لک محب و ان ترحمنی فانا لک محب.»
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
رضا نظر دل بود به اختیار قدیم خدای مر بنده را؛ یعنی هرچه به وی رسد داند که این را ارادتی قدیم و حکمی سابق است بر من، مضطرب نگردد و خرم باشد.
# - 8
و حارث محاسبی، صاحب مذهب رضی الله عنه گوید: «الرضا سکون القلب تحت مجاری الاحکام.»
# - 9
رضا سکون دل بود اندر تحت مجاری احکام، بر آن چه باشد و اندر این مذهب وی قوی است؛ از آن چه سکون و طمانینت دل از مکاسب بنده نیست؛ که از مواهب خدای است جل جلاله و دلیل کند که رضا از احوال بود نه از مقام.
# - 10
گویند که عتبه الغلام شبی نخفت و تا روز می گفت: «ان تعذبنی فانا لک محب و ان ترحمنی فانا لک محب.»
انتخابشده - 11
اگر مرا به دوزخ عذاب کنی دوست توام و اگر بر من رحمت کنی دوست توام؛ یعنی الم عذاب و لذت نعمت بر تن بود و فلق دوستی اندر دل این مر آن را مضادت نکند.
# - 12
و این سخن تاکید قول محاسبی است، که رضا نتیجۀ محبت بود؛ که محب راضی بود بدانچه محبوب کند. اگر در عذاب دارد با دوستی خرم بود و اگر در نعمت بود از دوستی محجوب نگردد و اختیار خود فرو گذارد اندر مقابلۀ اختیار حق.
# - 13
ابوعثمان حیری گوید، رضی الله عنه: «منذ اربعین سنه ما اقامنی الله فی حال فکرهته وما نقلنی الی غیر فسخطته.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «فصل» است.