کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 15

و اندر حکایات مشهور است که: درویشی اندر دجله گرفتار شد و سباحت ندانست. یکی گفت از کناره ای که: «خواهی تا کسی را بیاگاهانم تا تو را برکشد؟» گفتا: «نه.» گفت: «خواهی تا غرقه شوی؟» گفتا: «نه.» گفت: «پس چه خواهی؟» گفت: «آن چه حق خواهد. مرا با خواست چه کار است؟»

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    و این سخن تاکید قول محاسبی است، که رضا نتیجۀ محبت بود؛ که محب راضی بود بدانچه محبوب کند. اگر در عذاب دارد با دوستی خرم بود و اگر در نعمت بود از دوستی محجوب نگردد و اختیار خود فرو گذارد اندر مقابلۀ اختیار حق.

    #
  2. 13

    ابوعثمان حیری گوید، رضی الله عنه: «منذ اربعین سنه ما اقامنی الله فی حال فکرهته وما نقلنی الی غیر فسخطته.»

    #
  3. 14

    چهل سال است تا خداوند تعالی مرا اندر هر حال که داشته است مکره نبوده ام و از هیچ حال مرا به حال دیگر نقل نکرده است که من اندر آن ساخط بوده ام و این اشارت به دوام رضا و کمال محبت بود.

    #
  4. 15

    و اندر حکایات مشهور است که: درویشی اندر دجله گرفتار شد و سباحت ندانست. یکی گفت از کناره ای که: «خواهی تا کسی را بیاگاهانم تا تو را برکشد؟» گفتا: «نه.» گفت: «خواهی تا غرقه شوی؟» گفتا: «نه.» گفت: «پس چه خواهی؟» گفت: «آن چه حق خواهد. مرا با خواست چه کار است؟»

    انتخاب‌شده
  5. 16

    و مشایخ را رضی الله عنهم اندر رضا سخن بسیار است به اختلاف عبارات؛ اما قاعده این دو اصل است که یاد کردم، و ترک تطویل را بر این اختصار کردم. اما این جا باید که فرق میان مقام و احوال بگویم و حدود آن بیارم تا بر تو و خوانندگان کتاب، ادراک این معانی آسان تر شود واین حد را بدانند، ان شاء الله.

    #
  6. 17

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «فصل» است.