کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 3

و خدای تعالی ما را خبر داد از جبرئیل علیه السلام که وی گفت: «وما منا الا له مقام معلوم (۱۶۴/الصافات). هیچ کس نیست از ما الا که ورا مقامی معلوم است.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    بدان که این دو لفظ مستعمل است اندر میان این طایفه و جاری اندر عباراتشان، و متداول اندر علوم و بیان محققان و مر طالب را از علم این چاره نیست. و این باب نه جای اثبات این حدها بود؛ اما چاره نبود از معلوم گردانیدن این اندر این محل و الله اعلم.

    #
  2. 2

    بدان که مقام به رفع میم اقامت بود و به نصب میم محل اقامت بنده باشد اندر راه حق و حق گزاردن و رعایت کردن وی مر آن مقام را تا کمال آن را ادراک کند، چندان که صورت ببندد بر آدمی. و روا نباشد که از مقام خود اندر گذرد بی از آن که حق آن بگزارد؛ چنان که ابتدای مقامات توبه باشد، آنگاه انابت، آنگاه زهد، آنگاه توکل و مانند این. و روا نباشد که بی توبه دعوی انابت کند و بی انابت دعوی زهد کند و بی زهد دعوی توکل کند.

    #
  3. 3

    و خدای تعالی ما را خبر داد از جبرئیل علیه السلام که وی گفت: «وما منا الا له مقام معلوم (۱۶۴/الصافات). هیچ کس نیست از ما الا که ورا مقامی معلوم است.»

    انتخاب‌شده
  4. 4

    و باز حال معنیی باشد که ازحق به دل پیوندد، بی آنکه از خود آن را به کسب دفع توان کرد چون بیاید، و یا بتکلف جلب توان کرد چون برود.

    #
  5. 5

    پس مقام عبارت بود از راه طالب، و قدمگاه وی اندر محل اجتهاد ودرجت وی به مقدار اکتسابش اندر حضرت حق، تعالی. و حال عبارت بود از فضل خداوند تعالی و لطف وی به دل بنده بی تعلق مجاهدت وی بدان؛ از آن چه مقام از جملۀ اعمال بود و حال از جملۀ افضال، و مقام از جملۀ مکاسب و حال از جملۀمواهب. پس صاحب مقام به مجاهدت خود قایم بود و صاحب حال از خود فانی بود، قیام وی به حالی بود که حق تعالی اندر وی آفریند.

    #
  6. 6

    و مشایخ رضی الله عنهم این جا مختلف اند:

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 3 از «الفرق بین المقام و الحال» است.