کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 7

گروهی دوام حال روا دارند و گروهی روا ندارند و حارث محاسبی رضی الله عنه دوام حال روا دارد و گوید: محبت و شوق و قبض و بسط جمله احوال اند. اگر دوام آن روا نباشدی، نه محب محب باشدی و نه مشتاق مشتاق، و تا این حال بنده را صفت نگردد، اسم آن بر بنده واقع نشود و از آن است که وی رضا را از جملۀ احوال گوید. و اشارت آن چه ابوعثمان گفته است بر این است: «منذ اربعین سنه ما اقامنی الله علی حال فکرهته.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 4

    و باز حال معنیی باشد که ازحق به دل پیوندد، بی آنکه از خود آن را به کسب دفع توان کرد چون بیاید، و یا بتکلف جلب توان کرد چون برود.

    #
  2. 5

    پس مقام عبارت بود از راه طالب، و قدمگاه وی اندر محل اجتهاد ودرجت وی به مقدار اکتسابش اندر حضرت حق، تعالی. و حال عبارت بود از فضل خداوند تعالی و لطف وی به دل بنده بی تعلق مجاهدت وی بدان؛ از آن چه مقام از جملۀ اعمال بود و حال از جملۀ افضال، و مقام از جملۀ مکاسب و حال از جملۀمواهب. پس صاحب مقام به مجاهدت خود قایم بود و صاحب حال از خود فانی بود، قیام وی به حالی بود که حق تعالی اندر وی آفریند.

    #
  3. 6

    و مشایخ رضی الله عنهم این جا مختلف اند:

    #
  4. 7

    گروهی دوام حال روا دارند و گروهی روا ندارند و حارث محاسبی رضی الله عنه دوام حال روا دارد و گوید: محبت و شوق و قبض و بسط جمله احوال اند. اگر دوام آن روا نباشدی، نه محب محب باشدی و نه مشتاق مشتاق، و تا این حال بنده را صفت نگردد، اسم آن بر بنده واقع نشود و از آن است که وی رضا را از جملۀ احوال گوید. و اشارت آن چه ابوعثمان گفته است بر این است: «منذ اربعین سنه ما اقامنی الله علی حال فکرهته.»

    انتخاب‌شده
  5. 8

    و گروهی دیگر حال را بقا و دوام روا ندارند؛ چنان که جنید رضی الله عنه گوید: «الاحوال کالبروق فان بقیت فحدیث النفس. احوال چون برق باشد که بنماید و نپاید و آن چه باقی شود نه حال بود؛ که حدیث نفس و هوس طبع باشد.»

    #
  6. 9

    و گروهی گفتند اندر این معنی: «الاحوال کآسمها، یعنی انها کما تحل بالقلب تزول. حال چون نام وی است؛ یعنی اندر حال حلول، به دل متصل بود و اندر ثانی حال زایل.» و هرچه باقی شود صفت گردد و قیام صفت بر موصوف بود و باید که موصوف کامل تر از صفت وی باشد و این محال باشد.

    #
  7. 10

    و این فرق بدان آوردم تا اندر عبارات این طایفه و اندر این کتاب، هر جا که حال و مقام بینی، بدانی که مراد بدان چه چیز است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 7 از «الفرق بین المقام و الحال» است.