نثر · شماره 20
پس حیات ابدی اندر قربت سرمدی به بذل روح یابند، و ترک نصیب خود اندر فرمان وی و متابعت دوستانش. اما ایثار و اختیار جمله اندر رویت تفرقه باشد و اندر عین جمع ایثار، که ترک نصیب است خود اصل نصیب بود و تا روش طالب متعلق به کسب وی بود، همه هلاک وی بود و چون جذب حق ولایت خود ظاهر کرد، احوال وی جمله بر هم بشولید، وی را عبارت نماند و روزگارش را اسم نه،تا کسی وی را نامی نهد و یا از وی عبارتی کند و یا چیزی را بدو حوالتی رود؛ چنان که شبلی گوید، رحمه الله علیه:
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 17
این است تخصیص مذهب وی،و این اصلی قوی است و امر معظم به نزدیک اهل بصیرت. و بر آدمی هیچ چیز از بذل روح سخت تر نیست و دست بداشتن محبوب خود و خداوند تعالی کلید همه نیکویی ها مر بذل محبوب خود را گردانیده است؛ لقوله، تعالی: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون (۹۲/آل عمران).» و چون روح کسی مبذول باشد، مال و منال و خرقه و لقمه را چه خطر باشد؟
# - 18
و اصل این طریقت این است؛ چنان که یکی به نزدیک رویم امد که: «مرا وصیتی کن.» بگفت: «یا بنی، لیس هذا الامر غیر بذل الروح ان قدرت علی ذلک و الا فلا تشتغل بترهات الصوفیه. این امر به جز بذل جان نیست اگر توانی و الا به ترهات صوفیان مشغول مشو.»
# - 19
و هرچه جز این است همه ترهات است، و خداوند جل جلاله گفت، عز من قائل: «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم (۱۶۹/آل عمران)»، و قوله تعالی: «ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء (۱۵۴/البقره).»
# - 20
پس حیات ابدی اندر قربت سرمدی به بذل روح یابند، و ترک نصیب خود اندر فرمان وی و متابعت دوستانش. اما ایثار و اختیار جمله اندر رویت تفرقه باشد و اندر عین جمع ایثار، که ترک نصیب است خود اصل نصیب بود و تا روش طالب متعلق به کسب وی بود، همه هلاک وی بود و چون جذب حق ولایت خود ظاهر کرد، احوال وی جمله بر هم بشولید، وی را عبارت نماند و روزگارش را اسم نه،تا کسی وی را نامی نهد و یا از وی عبارتی کند و یا چیزی را بدو حوالتی رود؛ چنان که شبلی گوید، رحمه الله علیه:
انتخابشده - 21
غبت عنی فما احس بنفسی
# - 22
وتلاشت صفاتی الموصوفه
# - 23
فانا الیوم غائب عن جمیع
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 20 از «الکلام فی حقیقه الایثار» است.