مصرع نخستِ میانی · شماره 1
بدان که نفس از روی لغت وجود الشیء باشد و حقیقته و ذاته، و اندر جریان عادات و عبارات مردمان محتمل است مر معانی بسیار را بر اختلاف یک دیگر، استعمال کنند به معانی متضاد.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بدان که نفس از روی لغت وجود الشیء باشد و حقیقته و ذاته، و اندر جریان عادات و عبارات مردمان محتمل است مر معانی بسیار را بر اختلاف یک دیگر، استعمال کنند به معانی متضاد.
انتخابشده - 2
به نزدیک گروهی نفس به معنی روح است، و به نزدیک گروهی به معنی مروت، و به نزدیک قومی به معنی جسد و به نزدیک گروهی به معنی خون. اما محققان این طایفه رامراد از این لفظ هیچ از این جمله نباشد، و اندر حقیقت آن موافق اند که منبع شر است و قاعدۀ سوء.
# - 3
اما گروهی گویند: عینی است مودع اندر قالب؛ چنان که روح، و گروهی گویند صفتی است مر قالب را؛ چنان که حیات، و متفق اند که اظهار اخلاق دنی و افعال مذموم را سبب اوست و این بر دو قسمت بود: یکی معاصی و دیگر اخلاق سوء چون کبر و حسد و بخل و خشم و حقد و آن چه بدین ماند از معانی ناستوده اندر شرع و عقل. پس به ریاضت مر این اوصاف را از خود دفع تواند کرد؛ چنان که به توبه مر معصیت را؛ که معاصی از اوصاف ظاهر بود و این اخلاق از اوصاف باطن و ریاضت از افعال ظاهر بود و توبه از اوصاف باطن.
# - 4
آن چه اندر باطن پدیدار آید از اوصاف دنی به اوصاف سنی ظاهر پاک شود و آن چه بر ظاهر پدیدار آید به اوصاف باطن پاک شود و نفس و روح هر دو از لطایف اند اندر قالب؛ چنان که اندر عالم شیاطین و ملائکه و بهشت و دوزخ، اما یکی محل خیر است و یکی محل شر؛ چنان که چشم محل بصر است و گوش محل سمع و کام محل ذوق و مانند این از اعیان و اوصافی که اندر قالب آدمی مودع است. پس مخالفت نفس، سر همه عبادتهاست و کمال همه مجاهدت ها و بنده جز بدان به حق راه نیابد؛ از آن که موافقت وی هلاک بنده است و مخالفت وی نجات بنده و خداوند تعالی و تقدس امر کرد به خلاف کردن آن و مدح کرد مر آن کسان را که به خلاف نفس کوشیدند و ذم کرد مر آن ها را که به موافقت نفس رفتند؛ کما قال الله، تبارک و تعالی: «ونهی النفس عن الهوی، فان الجنه هی الماوی (۴۰ و ۴۱/ النازعات»، و قوله تعالی: «افکلما جاءکم رسول بما لاتهوی انفسکم استکبرتم (۸۷/البقره)»، و از یوسف صدیق علیه السلام ما را خبر داد: «وما ابری نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی (۵۳/یوسف).»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «الکلام فی حقیقه النفس و معنی الهوی» است.