نثر · شماره 2
به نزدیک گروهی نفس به معنی روح است، و به نزدیک گروهی به معنی مروت، و به نزدیک قومی به معنی جسد و به نزدیک گروهی به معنی خون. اما محققان این طایفه رامراد از این لفظ هیچ از این جمله نباشد، و اندر حقیقت آن موافق اند که منبع شر است و قاعدۀ سوء.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بدان که نفس از روی لغت وجود الشیء باشد و حقیقته و ذاته، و اندر جریان عادات و عبارات مردمان محتمل است مر معانی بسیار را بر اختلاف یک دیگر، استعمال کنند به معانی متضاد.
# - 2
به نزدیک گروهی نفس به معنی روح است، و به نزدیک گروهی به معنی مروت، و به نزدیک قومی به معنی جسد و به نزدیک گروهی به معنی خون. اما محققان این طایفه رامراد از این لفظ هیچ از این جمله نباشد، و اندر حقیقت آن موافق اند که منبع شر است و قاعدۀ سوء.
انتخابشده - 3
اما گروهی گویند: عینی است مودع اندر قالب؛ چنان که روح، و گروهی گویند صفتی است مر قالب را؛ چنان که حیات، و متفق اند که اظهار اخلاق دنی و افعال مذموم را سبب اوست و این بر دو قسمت بود: یکی معاصی و دیگر اخلاق سوء چون کبر و حسد و بخل و خشم و حقد و آن چه بدین ماند از معانی ناستوده اندر شرع و عقل. پس به ریاضت مر این اوصاف را از خود دفع تواند کرد؛ چنان که به توبه مر معصیت را؛ که معاصی از اوصاف ظاهر بود و این اخلاق از اوصاف باطن و ریاضت از افعال ظاهر بود و توبه از اوصاف باطن.
# - 4
آن چه اندر باطن پدیدار آید از اوصاف دنی به اوصاف سنی ظاهر پاک شود و آن چه بر ظاهر پدیدار آید به اوصاف باطن پاک شود و نفس و روح هر دو از لطایف اند اندر قالب؛ چنان که اندر عالم شیاطین و ملائکه و بهشت و دوزخ، اما یکی محل خیر است و یکی محل شر؛ چنان که چشم محل بصر است و گوش محل سمع و کام محل ذوق و مانند این از اعیان و اوصافی که اندر قالب آدمی مودع است. پس مخالفت نفس، سر همه عبادتهاست و کمال همه مجاهدت ها و بنده جز بدان به حق راه نیابد؛ از آن که موافقت وی هلاک بنده است و مخالفت وی نجات بنده و خداوند تعالی و تقدس امر کرد به خلاف کردن آن و مدح کرد مر آن کسان را که به خلاف نفس کوشیدند و ذم کرد مر آن ها را که به موافقت نفس رفتند؛ کما قال الله، تبارک و تعالی: «ونهی النفس عن الهوی، فان الجنه هی الماوی (۴۰ و ۴۱/ النازعات»، و قوله تعالی: «افکلما جاءکم رسول بما لاتهوی انفسکم استکبرتم (۸۷/البقره)»، و از یوسف صدیق علیه السلام ما را خبر داد: «وما ابری نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی (۵۳/یوسف).»
# - 5
و پیغمبر گفت، علیه السلام: «اذا اراد الله بعبد خیرا بصره بعیوب نفسه.» و اندر آثار مورود است که: خداوند تعالی و تقدس به داود علیه السلام وحی فرستاد: «یا داود، عاد نفسک وودنی بعداوتها؛ فان ودی فی عداوتها.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «الکلام فی حقیقه النفس و معنی الهوی» است.