مصرع نخستِ میانی · شماره 19
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 16
و گویند: «اگر روا بودی که کسی مسافتی به یک شب قطع کردی بایستی تا پیغامبری را بودی. چون پیغامبر علیه السلام قصد مکه کرد خداوند تعالی فرمود: «وتحمل اثقالکم الی بلد لم تکونوا بالغیه الا بشق الانفس (۷/النحل).»
# - 17
گوییم: قول شما باطل است باطلاق؛ بدانچه حق تعالی فرمود: «سبحان الذی اسری بعبده لیلا... الآیه (۱/الاسراء).»
# - 18
اما معنی حمل اثقال و اجتماع صحابه به رفتن مکه آن بود که کرامات خاص است نه عام و اگر ایشان جمله به کرامات به مکه رفتندی عام گشتی و ایمان غیبی ضروری گشتی و کل احوال و احکام برخاستی؛ از آن چه ایمان اندر محل عموم است، اندر او مطیع و عاصی اند و ولایت اندر محل خصوص. پس خداوند تعالی آن چه حکم اندر محل عموم نهاد، پیغمبر را صلی الله علیه بر موافقت ایشان حمل اثقال فرمود و آن چه حکم اندر محل خصوص نهاد یک شب مر پیغمبر خود را از مکه به بیت المقدس رسانید و از آن جا تا به قاب قوسین و زوایا و خبایای عالم بدو نمود، چون باز آمد هنوز بسیاری از شب مانده بود و در جمله در حکم ایمان خاص بود و اخص بود و نفی تخصیص مکابرۀ عیان بود؛ چنان که بر درگاه ملک دربان و حاجب و ستوربان و وزیر بود؛ هرچند که اندر حکم چاکری یکسان باشند، اما بعضی را خاصیت است. پس هرچند که در حقیقت ایمان یکسان باشند مومنان، اما یکی عاصی بودودیگری مطیع، یکی عالم و یکی عابد. پس درست شد که انکار تخصیص انکار کل معانی بود. والله اعلم.
# - 19
انتخابشده
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 19 از «فصل» است.