کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 3

و در جمله بدان که اگر احوال و انفاس روزگار جملۀ اولیا اندر جنب یک قدم صدق نبی صورت کنی آن جمله متلاشی شود؛ از آن چه این گروه می طلبند و می روند و آن گروه رسیده اند و یافته و به فرمان دعوت باز آمده و قومی را می برند.

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    بدان که اندر همه اوقات و احوال، باتفاق جملۀ مشایخ این طریقت اولیا متابعان پیغمبران اند و مصدقان دعوت ایشان. و انبیا فاضل ترند از اولیا؛ از آن چه نهایت ولایت بدایت نبوت بود و جملۀ انبیا ولی باشند اما از اولیا کسی نبی نباشد و انبیا متمکنان اند اندر نفی صفات بشریت و اولیا عاریت اند، و اندر آن چه این گروه را حال است آن گروه را مقام است و آن چه این گروه را مقام است آن گروه را حجاب است. و هیچ کس از علمای اهل سنت و محققان این طریقت اندر این خلاف نکنند به جز گروهی از حشویان که مجسمۀ اهل خراسان اند و متکلم به کلام متناقض اندر اصول توحید که اصل این طریقت را نشناسند وخود راولی خوانند و بدرست ولی اند اما ولی شیطان و ایشان گویند: «اولیا فاضلتر از انبیااند.» و این ضلالت مر ایشان را کفایت بود که جاهلی را فاضل تر از محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم نهند و گروهی دیگر از مشبهه تولا بدین طریقت کنند و حلول و نزول حق به معنی انتقال روا دارند لعنهم الله و به جواز تجزیت بر ذات باری تعالی بگویند و آن اندر آن دو مذهب مذموم که وعده کرده ام بیارم اندر این کتاب به تمامی، ان شاء الله تعالی.

    #
  2. 2

    و در جمله این دو گروه که مدعی به اسلام اند موافق اند اندر نفی تخصیص انبیا و هر که مر نفی تخصیص انبیا را اعتقاد کند کافر شود. پس انبیا صلوات الله علیهم اجمعین داعیان و ائمه اند و اولیا متابعان ایشان به احسان، و محال باشد که ماموم از امام فاضل تر بود.

    #
  3. 3

    و در جمله بدان که اگر احوال و انفاس روزگار جملۀ اولیا اندر جنب یک قدم صدق نبی صورت کنی آن جمله متلاشی شود؛ از آن چه این گروه می طلبند و می روند و آن گروه رسیده اند و یافته و به فرمان دعوت باز آمده و قومی را می برند.

    انتخاب‌شده
  4. 4

    و اگر کسی گوید از این ملاحدۀ مذکور لعنهم الله که: اندر عادت چنین رفته است که: «چون رسول به کسی آید از ملکی، باید تا این مبعوث الیه فاضل تر از وی باشد؛ چنان که پیغمبران از جبرئیل فاضل ترند.» این صورت مر ایشان را خطاست.

    #
  5. 5

    گوییم: اگر ملکی رسولی فرستد به یک کس باید تا مرسل الیه فاضل تر باشد؛ چنان که جبرئیل را به رسل فرستاد و ایشان هر یکی از وی فاضل تر بودند اما چون رسول به جماعتی باشد و قومی، لامحاله رسول فاضلتر از آن گروه باشد؛ چنان که پیغمبران علیهم السلام از امم و اندر این هیچ عاقل را شبهت نیفتد و اشکال در خاطر نیاید.

    #
  6. 6

    پس یک نفس انبیا فاضل تر از همه روزگار اولیا؛ از آن چه چون اولیا به نهایت رسند از مشاهدت خبر دهند و از حجاب بشریت خلاص یابند هرچند عین بشر باشند؛ و باز رسول را اول قدم اندر مشاهدت باشد. چون بدایت این، نهایت وی بود، این را با آن قیاس نتوان کرد. نبینی که همه طالبان حق از اولیا متفق اند که مقام جمع از تفاریق کمال ولایت بود؟ و صورت این چنان بود که بنده به درجتی رسد از غلبۀ دوستی که عقلشان اندر نظر فعل مغلوب گردد و به شوق فاعل کل عالم را همه آن دانند و آن بینند؛ چنان که ابوعلی رودباری گفت، رحمه الله علیه: «لو زالت عنا رویته ماعبدناه.» اگر دیداروی از ما زایل شود اسم عبودیت از ما ساقط گردد؛ که ما شرب عبادت جز از دیدار وی نیابیم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 3 از «الکلام فی تفضیل الانبیاء علی الاولیاء» است.