مصرع دوم · شماره 10
فصار هوائی فی الامور هواک
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
اما بقای حال و فنای آن، آن بود که چون جهل فانی شود لامحاله علم باقی ماند، و معصیت فانی شود طاعت باقی ماند، چون بنده علم و طاعت خود را حاصل گردانید و نیز غفلت فانی شود به بقای ذکر؛ یعنی بنده چون به حق عالم گردد و به علم وی باقی شود از جهل بدو فانی شود و چون از غفلت فانی شود به ذکر وی باقی شود و این، اسقاط اوصاف مذموم باشد به قیام اوصاف محمود.
# - 8
اما خواص اهل این قصه را بدین عبارت نه این باید که یاد کردیم و اشارت ایشان اندر این اصل، به علم و حال نیست و ایشان فنا و بقا را به جز در درجۀ کمال اهل ولایت استعمال نکنند؛ آنان که از رنج مجاهدت رسته باشند و از بند مقامات و تغیر احوال جسته و طلب اندر یافت برسیده و همه دیدنی های دیده بدیده و همه شنیدنی های گوش بشنیده و همه دانستنی های دل بدانسته و همه یافتنی های سر بیافته، و اندر یافت آن آفت یافت آن بدیده، و روی از جمله بگردانیده و قصد اندر مراد فانی شده و راه برسیده دعوی ساقط شده و از معنی منقطع گشته و کرامات حجاب شده، مقامات غاشیه گشته احوال لباس آفت پوشیده در عین مراد از مراد بیمراد مانده مشرب از کل ساقط ببوده، انس با مستانسات هدر گشته؛ لقوله، تعالی: «لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه (۴۲/الانفال).» و اندر این معنی من می گویم:
# - 9
فنیت فنائی بفقد هوائی
# - 10
فصار هوائی فی الامور هواک
انتخابشده - 11
«فاذا فنی العبد عن اوصافه ادرک البقاء بتمامه.» چون بنده اندر حالت وجود اوصاف، از آفت اوصاف فانی شد به بقای مراد اندر فنای مراد باقی شد؛ تا قرب و بعدش نباشد ووحشت و انسش نماند. صحو و سکر و فراق و وصال نبود. طمس و اصطلام نه و اسما و اعلام نه، سمات و ارقام نه. اندر این معنی یکی از مشایخ رضی الله عنهم می گوید:
# - 12
وطاح مقامی و الرسوم کلاهما
# - 13
فلست اری فی الوقت قربا و لابعدا
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «الکلام فی الفناء و البقاء» است.