کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 11

و دیدم گروهی را که بیداری را بر خواب فضل نهادند بر موافقت علی بن سهل رحمه الله علیه از آن چه وحی رسل و کرامات اولیا را تعلق به بیداری بوده است. و یکی از مشایخ گوید، رحمهم الله: «لو کان فی النوم خیر لکان فی الجنه نوم.»

چهرهٔ هجویریشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    و اندر حکایات یافتم که شاه شجاع کرمانی چهل سال بیدار بود. چون شبی بخفت خداوند را تعالی در خواب دید از پس آن هر شب بختفی امید آن را. و اندر این معنی قیس عامری گویدرحمه الله:

    #
  2. 9

    وانی لاستنعس و ما بی نعسه

    #
  3. 10

    لعل خیالا منک یلقی خیالیا

    #
  4. 11

    و دیدم گروهی را که بیداری را بر خواب فضل نهادند بر موافقت علی بن سهل رحمه الله علیه از آن چه وحی رسل و کرامات اولیا را تعلق به بیداری بوده است. و یکی از مشایخ گوید، رحمهم الله: «لو کان فی النوم خیر لکان فی الجنه نوم.»

    انتخاب‌شده
  5. 12

    اگر اندر خواب هیچ خبر بودی و یا مر محبت و قربت را علت گشتی بایستی تا در بهشت که سرای قربت است خواب بودی چون اندر بهشت خواب و حجاب نبود دانستم که خواب حجاب است.

    #
  6. 13

    و ارباب لطایف گویند که: چون آدم علیه السلام اندر بهشت بخفت، حوا از پهلوی چپ وی پدیدار آمد. وهمه بلای وی از حوا بود.

    #
  7. 14

    و نیز گویند: چون ابراهیم گفت مر اسماعیل را: «یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک (۱۰۲/الصافات)، اسماعیل گفت: «ای پدر، هذا جزاء من نام عن حبیبه، لولم تنم لما امرتش بذبح الولد.» این جزی آن کس است که بخسبد و از دوست غافل شود اگر نخفتی نفرمودندی که پسر را بباید کشتن. پس خواب تو مر تو را بی پسر گردانید و مرا بی سر. درد من یک ساعته باشد و درد تو همیشه.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «باب نومهم فی السفر و الحضر» است.