نثر · شماره 9
کاشکی ما از این سماع سر به سر برهیمی؛ از آن که آدمی در گزاردن حق همه چیزها عاجز است، و چون حق چیزی فوت شود بنده به تقصیر خود ببیند و چون تقصیر خود بدید کاشکی برهدی.
شاعرهجویریدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
شبلی گوید، رضی الله عنه: «السماع ظاهره فتنه و باطنه عبره، فمن عرف الاشاره حل له استماع العبره و الا فقد استدعی الفتنه و تعرض للبلیه.»
# - 7
ظاهر سماع فتنه است و باطنش عبرت است آن که اهل اشارت است مر او را سماع عبرت حلال باشد و الا آن دیگر طلب فتنه است و تعلق به بلا؛ یعنی آن را که کلیت دلش مستغرق حدیث حق نیست سماع بلای وی است و آفتگاه وی.
# - 8
و ابوعلی رودباری گوید رحمه الله علیه در جواب سوال مردی که او را از سماع پرسید: «لیتنا تخلصنا منه راسا براس.»
# - 9
کاشکی ما از این سماع سر به سر برهیمی؛ از آن که آدمی در گزاردن حق همه چیزها عاجز است، و چون حق چیزی فوت شود بنده به تقصیر خود ببیند و چون تقصیر خود بدید کاشکی برهدی.
انتخابشده - 10
و یکی گوید از مشایخ، رحمهم الله: «السماع تنبیه الاسرار لما فیها من المغیبات.»
# - 11
سماع پیدا کردن سرهاست از چیزهایی که غیبت واجب کند، تا بدان پیوسته حاضر باشد به حق؛ که غیبت اسرار مر مدعیان را نکوهیده ترین اوصاف باشد؛ از آن چه دوست به دوست اگرچه غایب بود حاضر بود؛ که چون غیبت آمد دوستی برخاست.
# - 12
و شیخ من گوید، رضی الله عنه: «السماع زاد المضطرین، فمن وصل استغنی عن السماع.»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «فصل» است.