کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 19

گفت: بیار به درویشان ده .

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 16

    به کلیت روی از دنیا بگردانید و عبادت می کرد تا از بزرگان مستجاب الدعوه گشت. چنانکه دعای او مجرب همگنان شد. بلکه روزی پیرزنی بیامد و در دست و پای او فتاد و بسی بگریست که پسری دارم که از من غایب است. دیرگاهست و مرا طاقت فراق نماند. از بهر خدای دعایی بگوی تا بود که حق تعالی به برکت دعای تو او را به من بازرساند.

    #
  2. 17

    گفت: هیچ سیم داری؟

    #
  3. 18

    گفت: دو درم دارم.

    #
  4. 19

    گفت: بیار به درویشان ده .

    انتخاب‌شده
  5. 20

    و دعایی بگفت؛ و گفت: برو که به تو رسید.

    #
  6. 21

    زن هنوز به در سرای نرسیده بود که پسر را دید. فریاد برآورد. گفت: اینک پسر من و او را ببر.

    #
  7. 22

    حبیب آورد. گفت: حال چگونه بود؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 19 از «ذکر حبیب عجمی رحمه الله علیه» است.