نثر · شماره 86
گفت: یکی!
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 83
گفت: خدایرا دوست داری؟
# - 84
گفت: دارم.
# - 85
گفت: دل چند داری؟
# - 86
گفت: یکی!
انتخابشده - 87
آنگاه گفت: به یک دل دو دوست توان داشت درحال؟
# - 88
بدانست که آن نه آن کودک می گوید، بل آن تعریفی است به حقیقت از غیرت حق. دست بر سرزدن گرفت. و توبه کرد، ودل از طفل ببرید و دل به حق داد.
# - 89
نقل است که یک روز به عرفات ایستاده بود. آن همه خلق می گریستند. با چنان تضرع و زاری گریستن و خواهش کردن. گفت: ای سبحان الله! اگر چندین مردم به یکبار به نزدیک مردی شوند، و از وی یک دانگ سیم خواهند چه گوئید. آنهمه مردم را نومید کند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 86 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.