کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 99

مردی ده هزار درم پیش او برد، نپذیرفت. گفت: می خواهی که نام من از میان درویشان پاک کنی به این قدر سیم؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 96

    گفت: برگیر که سر همه درویشان تویی. خود این درویشی نمی بود. گدایی بود.

    #
  2. 97

    سخن اوست که گفت: سخت ترین حالی که مرا پیش آید آن بود که جایی برسم که مرا بشناسند؛ که درآمدندی خلق، و مرا بشناختندی، و مرا مشغول کردندی. آنگاه مرا از آنجا باید گریخت. ندانم که کدام صعبتر است: به وقت ناشناختن دل کشیدن، یا به وقت شناختن از عز گریختن؟

    #
  3. 98

    و گفت: ما درویشی جستیم توانگری پیش آمد، مردمان دیگر توانگری جستند ایشان را درویشی پیش آمد.

    #
  4. 99

    مردی ده هزار درم پیش او برد، نپذیرفت. گفت: می خواهی که نام من از میان درویشان پاک کنی به این قدر سیم؟

    انتخاب‌شده
  5. 100

    نقل است که چون واردی از غیب برو فروآمدی، گفتی: کجا اند ملوک دنیا تا ببینند که این چه کار و بارست تا از ملک خودشان ننگ آید.

    #
  6. 101

    و گفت: صادق نیست هر که شهوت طلب کند.

    #
  7. 102

    و گفت: اخلاص، صدق نیت است با خدای تعالی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 99 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.