نثر · شماره 240
نقل است که یک روزش به دعوتی خوانده بودند. مگر منتظر کسی بودند. دیر می آمد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 237
گفت: ما ارزان کنیم.
# - 238
گفتند: چگونه؟
# - 239
گفت: نخریم و نخوریم.
# - 240
نقل است که یک روزش به دعوتی خوانده بودند. مگر منتظر کسی بودند. دیر می آمد.
انتخابشده - 241
یکی از جمع گفت: او مردی تیزرو بود.
# - 242
گفت: ای شکم تا مرا از تو چه می باید دید؟ پس گفت: نزدیک ما گوشت پس از نان خورند. شما نخست گوشت خورید.
# - 243
در حال برخاست که غیبت کردن گوشت مردمان خودن است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 240 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.