نثر · شماره 243
در حال برخاست که غیبت کردن گوشت مردمان خودن است.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 240
نقل است که یک روزش به دعوتی خوانده بودند. مگر منتظر کسی بودند. دیر می آمد.
# - 241
یکی از جمع گفت: او مردی تیزرو بود.
# - 242
گفت: ای شکم تا مرا از تو چه می باید دید؟ پس گفت: نزدیک ما گوشت پس از نان خورند. شما نخست گوشت خورید.
# - 243
در حال برخاست که غیبت کردن گوشت مردمان خودن است.
انتخابشده - 244
نقل است که قصد حمامی کرد و جامه خلق داشت، راه ندادش. حلتی بر او پدید آمد.
# - 245
گفت: با دست تهی به خانه دیو راه نمی دهند، بی طاعت در خانه رحمان چون راه دهند؟
# - 246
نقل استکه گفت: وقتی در بادیه متوکل می رفتم، سه روز چیزی نیافتم. ابلیس بیامد و گفت: پادشاهی و آن چندان نعمت بگذاشتی تا گرسنه به حج می روی؟ با تجمل به حجم هم توان شد که چندین رنج به تو نرسد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 243 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.