نثر · شماره 94
گفتم: دانه ای که بیگانه پاشد - از گبری- نپذیرد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 91
* * *
# - 92
نقل است که گفت: در سفری بودم، صحرا پربرف بود، و گبری را دیدم دامن در سرافگنده و از صحرای برف می رفت و ارزن می پاشید. ذالنون گفت: ای دهقان! چه دانه می پاشی؟
# - 93
گفت: مرغکان چینه نیابند. دانه می پاشم تا این تخم به برآید و خدای بر من رحمت کند.
# - 94
گفتم: دانه ای که بیگانه پاشد - از گبری- نپذیرد.
انتخابشده - 95
گفت: اگر نپذیرد، بیند آنچه می کنم.
# - 96
گفتم: بیند.
# - 97
گفت: مرا این بس باشد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 94 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.