کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 137

گفتند: عارف که باشد؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 134

    و گفت: شناس که خوف آتش در جنب فراق به منزلت یک قطره آب است که در دریای اعظم اندازند، و من نمی دانم چیزی دیگر دل گیرنده تر از خوف فراق.

    #
  2. 135

    و گفت: هرچیز را عقوبتی است، و عقوبت محبت آن است که از ذکر حق تعالی غافل ماند.

    #
  3. 136

    و گفت: صوفی آن بود که چون بگوید نطقش حقایق حال وی بود. یعنی چیزی نگوید که او آن نباشد و چون خاموش باشد معاملتش معبر حال وی بود و بقطع علایق حال وی ناطق بود.

    #
  4. 137

    گفتند: عارف که باشد؟

    انتخاب‌شده
  5. 138

    گفت: مردی باشد از ایشان، جدا از ایشان.

    #
  6. 139

    و گفت: عارف هر ساعتی خاشعتر بود زیرا که به هر ساعتی نزدیکتر بود.

    #
  7. 140

    و گفت: عارف لازم یک حال نبود که از عالم غیب هر ساعتی حالتی دیگر بر او می آید تا لاجرم صاحب حالات بود نه صاحب حالت.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 137 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.