نثر · شماره 139
و گفت: عارف هر ساعتی خاشعتر بود زیرا که به هر ساعتی نزدیکتر بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 136
و گفت: صوفی آن بود که چون بگوید نطقش حقایق حال وی بود. یعنی چیزی نگوید که او آن نباشد و چون خاموش باشد معاملتش معبر حال وی بود و بقطع علایق حال وی ناطق بود.
# - 137
گفتند: عارف که باشد؟
# - 138
گفت: مردی باشد از ایشان، جدا از ایشان.
# - 139
و گفت: عارف هر ساعتی خاشعتر بود زیرا که به هر ساعتی نزدیکتر بود.
انتخابشده - 140
و گفت: عارف لازم یک حال نبود که از عالم غیب هر ساعتی حالتی دیگر بر او می آید تا لاجرم صاحب حالات بود نه صاحب حالت.
# - 141
و گفت: عارفی خایف می باید، نه عارفی واصف. یعنی وصف می کند. خویش را به معرفت؛ اما عارف نبود که اگر عارف بودی، خایف بودی که انما یخشی الله من عباده العلماء.
# - 142
و گفت: ادب عاف زبر همه ادبها بود که او را معرفت مودب بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 139 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.