کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 248

گفت: اگر تو خدای را می شناسی تو را خدای بس، و اگر نمی شناسی طلب کسی کن که او را شناسد تا تو را بر او دلالت کند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 245

    کسی بر او آمد و گفت: دلالت کن مرا بر حق.

    #
  2. 246

    گفت: اگر دلالت می طلبی بر او بیشتر از آن است که در شمار آید، و اگر قرب می خواهی در اول قدم است و شرح این در پیش رفته است.

    #
  3. 247

    مردی بدو گفت: تو را دوست می دارم.

    #
  4. 248

    گفت: اگر تو خدای را می شناسی تو را خدای بس، و اگر نمی شناسی طلب کسی کن که او را شناسد تا تو را بر او دلالت کند.

    انتخاب‌شده
  5. 249

    پرسیدند: از نهایت معرفت.

    #
  6. 250

    گفت هرکه به نهایت معرفت رسید نشان او آن بود که چون بود، چنانکه بود، آنجا که بود همچنان بود که پیش از آنکه بود.

    #
  7. 251

    پرسیدند که اول درجه ای که عارف روی بدانجا نهد چیست؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 248 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.