نثر · شماره 249
پرسیدند: از نهایت معرفت.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 246
گفت: اگر دلالت می طلبی بر او بیشتر از آن است که در شمار آید، و اگر قرب می خواهی در اول قدم است و شرح این در پیش رفته است.
# - 247
مردی بدو گفت: تو را دوست می دارم.
# - 248
گفت: اگر تو خدای را می شناسی تو را خدای بس، و اگر نمی شناسی طلب کسی کن که او را شناسد تا تو را بر او دلالت کند.
# - 249
پرسیدند: از نهایت معرفت.
انتخابشده - 250
گفت هرکه به نهایت معرفت رسید نشان او آن بود که چون بود، چنانکه بود، آنجا که بود همچنان بود که پیش از آنکه بود.
# - 251
پرسیدند که اول درجه ای که عارف روی بدانجا نهد چیست؟
# - 252
گفت: تحیر! بعد از آن افتقار، بعد از آن اتصال، بعد از آن حیرت.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 249 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.