نثر · شماره 250
گفت هرکه به نهایت معرفت رسید نشان او آن بود که چون بود، چنانکه بود، آنجا که بود همچنان بود که پیش از آنکه بود.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 247
مردی بدو گفت: تو را دوست می دارم.
# - 248
گفت: اگر تو خدای را می شناسی تو را خدای بس، و اگر نمی شناسی طلب کسی کن که او را شناسد تا تو را بر او دلالت کند.
# - 249
پرسیدند: از نهایت معرفت.
# - 250
گفت هرکه به نهایت معرفت رسید نشان او آن بود که چون بود، چنانکه بود، آنجا که بود همچنان بود که پیش از آنکه بود.
انتخابشده - 251
پرسیدند که اول درجه ای که عارف روی بدانجا نهد چیست؟
# - 252
گفت: تحیر! بعد از آن افتقار، بعد از آن اتصال، بعد از آن حیرت.
# - 253
پرسیدند از عمل عارف.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 250 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.