نثر · شماره 231
گفت: نتوان گشاد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 228
گفت: روزه دارم.
# - 229
گفت: بخور و ثواب یک ماهه بستان.
# - 230
گفت: روزه نتوان گشاد. شقیق گفت: روزه بگشای و مزد یک ساله بستان.
# - 231
گفت: نتوان گشاد.
انتخابشده - 232
بایزید گفت: بگذار که او رانده حضرت است.
# - 233
پس از مدتی نیامد که او را بدزدی بگرفتند. و هردو دستش جدا کردند.
# - 234
نقل است که شیخ یک روز در جامع عصا بر زمین فرو برده بود، و بیفتاد بر عصای پیری آمد. آن پیر دو تا شد و عصا برداشت. شیخ به خانه او رفت و از وی بحلی خواست. و گفت: پشت دو تاکردی در گرفتن عصا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 231 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.