نثر · شماره 12
خلیفه گفت: آهسته تر گوی.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
گفتند: حدیث را زکوه چیست؟
# - 10
گفت آنکه از دویست حدیث به پنج حدیث کار کنید.
# - 11
نقل است که خلیفه عهد پیش او نماز می کرد و در نماز با محاسن حرکتی می کرد. سفیان گفت: این چنین نمازی نماز نبود و این نماز را فردا در عرصات چون رگویی پلید به رویت باززنند.
# - 12
خلیفه گفت: آهسته تر گوی.
انتخابشده - 13
گفت: اگر من از چنین مهمی دست بدارم در حال بولم خون شود.
# - 14
خلیفه آن از وی در دل گرفت. فرمود که داری فرو برند واو را بردار کنند، تا دگر هیچ کس پیش من دلیری نکند.
# - 15
آن روز که دار می زدند سفیان سر بر کنار بزرگی نهاده بود و پای در کنار سفیان بن عیینه نهاده بود و در خواب شد ه. این دو بزرگ را این حال معلوم شد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «ذکر سفیان ثوری قدس الله روحه» است.