کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 44

و از بزرگداشت او درویشان را چنان نقل کنند که در مجلس او درویشان چون امیران بودندی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 41

    چرا با زن و فرزند نخوردی؟

    #
  2. 42

    گفت: اگر نان به سگ دهم تا روز پاس من دارد تا من نماز کنم، واگر به زن و فرزند دهم از طاعتم باز دارند.

    #
  3. 43

    و روزی اصحاب را گفت: خوش و ناخوش طعام بیش از آن نیست که از لب به حلق رسید. این قدر اگر خوش است و اگر ناخوش صبر کنید تا خوش و ناخوش به نزدیک شما یکی شود. که چیزی که بدین زودی بگذرد، بی آن صبر توان کرد.

    #
  4. 44

    و از بزرگداشت او درویشان را چنان نقل کنند که در مجلس او درویشان چون امیران بودندی.

    انتخاب‌شده
  5. 45

    نقل است که یکبار در محملی بود و به مکه می رفت. رفیقی با او بود. او همه راه می گریست. رفیق گفت: از بیم گناه می گریی؟

    #
  6. 46

    سفیان دست دراز کرد وکاه برگی برداشت، و گفت: گناه بسیار است ولیکن گناهان من به اندازه این کاه برگ قیمت ندارد. از آن می ترسم که ایمان که آورده ام با خود ایمان هست یا نه.

    #
  7. 47

    و گفت: دیگران به عبادت مشغول شدند حکمتشان بارآورد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 44 از «ذکر سفیان ثوری قدس الله روحه» است.