نثر · شماره 23
گفت: آری! ما چون جوهر یابیم، اگر چه در نجاست افتاده باشد، برگیریم و باک نداریم.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 20
شیخ گفت: منافق همه گل بوییدن بیند هیچ لشکر شکستن نبیند.
# - 21
نقل است که روزی می رفت. بیگانه ای او را دید. گفت: ای شقیق! شرم نداری که دعوی خاصگی کنی و چنین سخن گویی؟ این سخن بدان ماند که هرکه او را می پرستد وایمان دارد از بهر روزی دادن او نعمت پرست است.
# - 22
شقیق یاران را گفت: این سخن بنویسید که او می گوید بیگانه گفت: چون تو مردی سخن چون منی نویسد؟
# - 23
گفت: آری! ما چون جوهر یابیم، اگر چه در نجاست افتاده باشد، برگیریم و باک نداریم.
انتخابشده - 24
بیگانه گفت: اسلام عرضه کن که دین تواضع است و حق پذیرفتن.
# - 25
گفت: آری! رسول علیه السلام فرموده است: الحکمه ضاله المومن فاطلبها و لو کان عند الکافر.
# - 26
نقل است که شقیق در سمرقند مجلس می گفت. روی به قوم کرد و گفت: ای قوم! اگر مرده اید به گورستان، اگر کودک اید به دبیرستان، و اگر دیوانه اید به بیمارستان و اگر کافرید کافرستان، و اگر بنده اید داد مسلمانی از خود بستانید ای مخلوق پرستان.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 23 از «ذکر شقیق بلخی رحمهالله علیه» است.