نثر · شماره 33
گفت: یکی آنکه هیچ کس مرا به روزی خویش نزدیکتر از خود نمی بینم و هیچ کس را از روزی خود دورتر از غیر خود نمی بینم و قضای خدای می بینم که با من می آید. هرجا که باشم و چنان دانم که در هر حال که باشم می دانم که خدای داناتر است به حال من از من.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 30
گفت: توشه راه چیست؟
# - 31
گفت: چهارچیز.
# - 32
گفت: کدامست.
# - 33
گفت: یکی آنکه هیچ کس مرا به روزی خویش نزدیکتر از خود نمی بینم و هیچ کس را از روزی خود دورتر از غیر خود نمی بینم و قضای خدای می بینم که با من می آید. هرجا که باشم و چنان دانم که در هر حال که باشم می دانم که خدای داناتر است به حال من از من.
انتخابشده - 34
شقیق گفت: احسنت! نیکوزادی است. مبارکت باد.
# - 35
نقل است که چون شقیق قصد کرد و به بغداد رسید هارون الرشید او را بخواند. چون شقیق به نزدیک هارون رفت و هارون گفت: تویی شقیق زاهد؟
# - 36
گفت: شقیق منم، اما زاهد نیم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 33 از «ذکر شقیق بلخی رحمهالله علیه» است.