کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 49

گفت: بدهم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 46

    گفت: اگر نفروشد الا به نیمه ملک تو؟

    #
  2. 47

    گفت: بدهم.

    #
  3. 48

    گفت: اگر آن آب بخوری از تو بیرون نیاید چنانکه بیم هلاکت بود، یکی گوید من تو را علاج کنم اما نیمه ای از ملک تو بستانم چه کنی؟

    #
  4. 49

    گفت: بدهم.

    انتخاب‌شده
  5. 50

    گفت: پس به چه نازی؟ به ملکی که قیمتش یک شربت آب بود که بخوری و از تو بیرون آید؟

    #
  6. 51

    هارون بگریست و او را به اعزازی تمام بازگردانید.

    #
  7. 52

    پس شقیق به مکه شد و آنجا مردمان بر وی جمع شدند و گفت: اینجا جستن روزی جهل است و کار کردن از بهر روزی حرام.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 49 از «ذکر شقیق بلخی رحمهالله علیه» است.