کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 11

پس به حبیب راعی افتاد و گشایش او در این راه از او بود و مردانه پای در این راه نهاد و کتب را به آب فرو داد و عزلت گرفت و امید از خلق منقطع گردانید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    امام گفت: از خلق اعراض کن.

    #
  2. 9

    داود روی از خلق بگردانید و در خانه ای معتکف شد. چون مدتی برآمد. امام ابوحنیفه پیش او رفت و گفت: این کاری نباشد که در خانه متواری شوی و سخن نگویی. کار آن باشد که در میان ائمه نشینی و سخن نامعلوم ایشان بشنوی. و بر آن صبر کنی و هیچ نگویی و آنگاه آن مسائل را به از ایشان دانی.

    #
  3. 10

    داود دانست که چنان است که او می گوید، یک سال به درش آمد و میان ائمه بنشست و هیچ نگفت و هرچه می گفتند صبر می کرد و جواب نمی داد و بر استماع بسنده می کرد. چون یک سال تمام شد گفت: این صبر یک ساله من کار سی ساله بود که کرده شد.

    #
  4. 11

    پس به حبیب راعی افتاد و گشایش او در این راه از او بود و مردانه پای در این راه نهاد و کتب را به آب فرو داد و عزلت گرفت و امید از خلق منقطع گردانید.

    انتخاب‌شده
  5. 12

    نقل است که بیست دینار به میراث یافته بود، در بیست سال می خورد، تا مشایخ بعضی گفتند: که طریقت ایثار است، نه نگاه داشتن.

    #
  6. 13

    او گفت: من اینقدر از آن می دارم که سبب فراغت من است تا به این می سازم تا بمیرم.

    #
  7. 14

    و هیچ از کار کردن نیاسود تا حدی که نان در آب می نهادی و بیاشامیدی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «ذکر داود طائی قدس الله روحه» است.