کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 16

ابوبکر عیاش گوید به حجره داود رفتم. او را دیدم، پاره ای نان خشک در دست داشت و می گریست. گفتم: یا داود چه بوده است تورا؟ گفت: می خواهم که این پاره نان بخورم و نم یدانم که حلال است یا حرام؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 13

    او گفت: من اینقدر از آن می دارم که سبب فراغت من است تا به این می سازم تا بمیرم.

    #
  2. 14

    و هیچ از کار کردن نیاسود تا حدی که نان در آب می نهادی و بیاشامیدی.

    #
  3. 15

    گفتی: میان این خوردنو پنجاه آیت از قرآن بر می توان خواند. روزگار چرا ضایع کنم؟

    #
  4. 16

    ابوبکر عیاش گوید به حجره داود رفتم. او را دیدم، پاره ای نان خشک در دست داشت و می گریست. گفتم: یا داود چه بوده است تورا؟ گفت: می خواهم که این پاره نان بخورم و نم یدانم که حلال است یا حرام؟

    انتخاب‌شده
  5. 17

    یکی دیگر گفت: پیش اورفتم. سبویی آب دیدم در آفتاب نهاده. گفتم: چرا در سایه ننهی؟ گفت: چون آنجا بنهادم سایه بود. اکنون از خدای شرم دارم که از بهر نفس تنعم کنم.

    #
  6. 18

    نقل است که سرایی داشت عظیم، و در آنجا خانه بسیار بود، و تا آن ساعت در خانه مقیم بودی که خراب شدی. پس در خانه دیگر شدی. گفتند: چرا عمارت خانه نکنی؟

    #
  7. 19

    گفت: مرا با خدای عهدی است که دنیا را آبادان نکنم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 16 از «ذکر داود طائی قدس الله روحه» است.