نثر · شماره 25
نقل است که یک روز شیخ علی فارمذی در نیشابور مجلس می گفت و امام الحرمین حاضر بود یکی پرسید: العلما ورثه الانبیا کدام اند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 22
جهود برخاست. می بیند که تراشه قلم زر شده بود. به تعجب بماند.
# - 23
گفت : هر دینی که دروبنفس عزیزی تراشه قلم زر شود آن دین باطل نبود
# - 24
ایمان آورد و قبیله او ایمان آورد.
# - 25
نقل است که یک روز شیخ علی فارمذی در نیشابور مجلس می گفت و امام الحرمین حاضر بود یکی پرسید: العلما ورثه الانبیا کدام اند.
انتخابشده - 26
گفت: نه همانا که این گویند بود و نه همانا که این شنونده بود. یعنی امام الحرمین. اما این مرد بود که بر دروازه خفته است و اشارت کرد به خاک محمد اسلم.
# - 27
نقل است که در نیشابور بیمار شد. یکی از همسایگان او را به خواب دید که می گوید: الحمدالله که خلاص یافتم و از بیماری بجستم.
# - 28
آن مرد برخاست تا او را خبر دهد. چون به در خانه وی رسید پرسید که حال خواجه چیست؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 25 از «ذکر محمد اسلم الطوسی قدس الله روحه» است.