نثر · شماره 10
نقل است که احمد حرب فرزندی را برتوکل راست می کرد. گفت: هرگاه که طعامت باید یا چیزی دیگر بدین روزن رو و بگوی بار خدایا! مرا نان می باید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
گفت: ساختم. توبه حساب مشغول بودی.
# - 8
بار دیگر بساخت و به نزدیک او آورد. باز هم فراغت نیافت که بخوردی.
# - 9
بار سوم بساخت و باز هم اتفاق نیافت. کنیزک برفت وی را خفته یافت. پاره ای طعام بر لب وی مالید. بیدار شد. گفت: طشت بیار. پنداشت که طعام خورده است.
# - 10
نقل است که احمد حرب فرزندی را برتوکل راست می کرد. گفت: هرگاه که طعامت باید یا چیزی دیگر بدین روزن رو و بگوی بار خدایا! مرا نان می باید.
انتخابشده - 11
پس هرگاه که کودک بدان موضع رفتی چنان ساخته بودند که آنچه او خواستی در آن روزن افگندی. یک روز همه از خانه غایب بودند. کودک را گرسنگی غالب شد. بر عادت خود به زیر روزن آمد و گفت: ای بار خدای! نانم می باید و فلان چیز.
# - 12
درآن حال در آن روزن به او رسانیدند. اهل خانه بیامدند، وی را دیدند نشسته و چیزی می خورد. گفتند: این از کجا آوردی؟
# - 13
گفت: از آنکسی که هرروز می داد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 10 از «ذکر احمد حرب قدس الله روحه» است.