نثر · شماره 7
گفت: ساختم. توبه حساب مشغول بودی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
گفتی: تو به شغل خویش مشغول باش. تا هر باری چند جای از لب او بریده شده.
# - 5
وقتی کی نامه ای نوشت به او. مدتی دراز می خواست که جواب نامه باز نویسد، وقت نمی یافت تا یک روز موذن بانگ نماز می گفت. در میان قامت یکی را گفت: جواب نامه دوست بازنویس و بگوی تا بیش نامه ننویسد که ما را فراغت جواب نیست. بنویس که به خدای مشغول باش والسلام.
# - 6
و احمد بازرگان چندان حب دنیا بر وی غالب بود که از کنیزک خود طعامی خواست. کنیزک طعامی ساخت و به نزدیک وی آورد و بنهاد واو حسابی می کرد. تا به حدی رسید که شبانگاه شد و خوابش ببرد، تا بامداد بیدار شد. پرسیدکه : ای کنیزک! آن طعام نساختی؟
# - 7
گفت: ساختم. توبه حساب مشغول بودی.
انتخابشده - 8
بار دیگر بساخت و به نزدیک او آورد. باز هم فراغت نیافت که بخوردی.
# - 9
بار سوم بساخت و باز هم اتفاق نیافت. کنیزک برفت وی را خفته یافت. پاره ای طعام بر لب وی مالید. بیدار شد. گفت: طشت بیار. پنداشت که طعام خورده است.
# - 10
نقل است که احمد حرب فرزندی را برتوکل راست می کرد. گفت: هرگاه که طعامت باید یا چیزی دیگر بدین روزن رو و بگوی بار خدایا! مرا نان می باید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «ذکر احمد حرب قدس الله روحه» است.