نثر · شماره 37
نقلست که شاگری را گرسنگی بغایت رسید و چند روز برآمد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 34
و گفت: سرهمه آفتها سیر خوردن است.
# - 35
و گفت: هرکه حرام خورد هفت اندام وی در معصیت افتد اگر خواهد وگرنه ناچار معصیت کند و هرکه حلال خورد، هفت اندام وی در طاعت بود و توفیق خیر بدو پیوسته بود.
# - 36
و گفت: حلال صافی آن بود که اندر وی خدای را فراموش نکند.
# - 37
نقلست که شاگری را گرسنگی بغایت رسید و چند روز برآمد.
انتخابشده - 38
گفت: یا استاد ما القوت قالی ذکر الحی الذی لایموت.
# - 39
و گفت: خلق برسه قسمند و گروهی با خود بجنگ برای خدای تعالی و گروهی اند با خلق بجنگ برای خدای و گروهی با حق بجنگ برای خود. که چرا قضای تو برضای ما نیست؟
# - 40
چرا مشیت تو بمشاورت ما نیست؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 37 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.