کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 90

و گفت: هرکه بر نفس خویش مالک شد عزیز شد و بر دیگران نیز مالک شد، چنانکه گفته اند پادشاه تن خود پادشاه هر تنی خصم تو با تو بر نیاید چو تو با خود برآمدی و هرکه را نفس او برو مالک شد ذلیل شد و اول جنایت صدیقان ساختن ایشان بود با نفس خویش.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 87

    و گفت: هیچ روز نگذرد که نه حق تعالی ندا کند که بنده من انصاف نمی دهی ترا یاد می کنم و تو مرا فراموش می کنی ترا بخود می خوانم و تو بدرگاه کسی دیگر می روی و من بلاها را از تو باز می دارم و تو بر گناه معتکف می باشی یا فرزند آدم فردا که بقیامت حاضر آئی چه عذر خواهی گفت؟

    #
  2. 88

    و گفت: حق تعالی خلق را بیافرید، گفت با من راز گویید اگر راز نگویید بمن نگرید و اگر این نکنید حاجت خواهید.

    #
  3. 89

    و گفت: دل هرگز زنده نشود تا نفس نمیرد.

    #
  4. 90

    و گفت: هرکه بر نفس خویش مالک شد عزیز شد و بر دیگران نیز مالک شد، چنانکه گفته اند پادشاه تن خود پادشاه هر تنی خصم تو با تو بر نیاید چو تو با خود برآمدی و هرکه را نفس او برو مالک شد ذلیل شد و اول جنایت صدیقان ساختن ایشان بود با نفس خویش.

    انتخاب‌شده
  5. 91

    و گفت: خدای را هیچ عبادت نکنند. فاضلتر از مخالفت هوا و نفس.

    #
  6. 92

    و گفت: هرکه نفس خود را نشاسد برای خداوند خویش را نشناسد برای نفس خویش.

    #
  7. 93

    و گفت: هرکه خدای را شناخت غرقه گشت در دریای اندوه و شادی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 90 از «ذکر سهل بن التستری قدس الله روحه العزیز» است.