کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 44

گفت: پرئی از پریان بر من آمد. و سوال کرد که حیاء چه باشد؟ جواب دادم آن پری آب گشت. چنین که می بینی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 41

    گفت: هرگز نی.

    #
  2. 42

    جنید گفت: بنزدیک سری درشدم ویرا دیدم متغیر،

    #
  3. 43

    گفتم: چه بوده است؟

    #
  4. 44

    گفت: پرئی از پریان بر من آمد. و سوال کرد که حیاء چه باشد؟ جواب دادم آن پری آب گشت. چنین که می بینی.

    انتخاب‌شده
  5. 45

    نقلست که سری خواهری داشت دستوری خواست که این خانه ترا بروبم. دستوری نداد.

    #
  6. 46

    گفت: زندگانی من کراء این نکند تا یک روز درآمد پیرزنی را دید که خانه وی می رفت.

    #
  7. 47

    گفت: ای برادر مرا دستوری ندادی تا خدمت تو کردمی. اکنون نامحرمی آورده ای.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 44 از «ذکر سری سقطی قدس الله روحه» است.