کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 45

نقلست که سری خواهری داشت دستوری خواست که این خانه ترا بروبم. دستوری نداد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 42

    جنید گفت: بنزدیک سری درشدم ویرا دیدم متغیر،

    #
  2. 43

    گفتم: چه بوده است؟

    #
  3. 44

    گفت: پرئی از پریان بر من آمد. و سوال کرد که حیاء چه باشد؟ جواب دادم آن پری آب گشت. چنین که می بینی.

    #
  4. 45

    نقلست که سری خواهری داشت دستوری خواست که این خانه ترا بروبم. دستوری نداد.

    انتخاب‌شده
  5. 46

    گفت: زندگانی من کراء این نکند تا یک روز درآمد پیرزنی را دید که خانه وی می رفت.

    #
  6. 47

    گفت: ای برادر مرا دستوری ندادی تا خدمت تو کردمی. اکنون نامحرمی آورده ای.

    #
  7. 48

    گفت: ای خواهر دل مشغول مدار، که این دنیا است که در عشق ما سوخته است. و از ما محروم بود، اکنون از حق تعالی دستوری خواست تا از روزگار ما نصیبی بود او را جاروب حجره ما بدو دادند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 45 از «ذکر سری سقطی قدس الله روحه» است.