کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 48

گفت: ای خواهر دل مشغول مدار، که این دنیا است که در عشق ما سوخته است. و از ما محروم بود، اکنون از حق تعالی دستوری خواست تا از روزگار ما نصیبی بود او را جاروب حجره ما بدو دادند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 45

    نقلست که سری خواهری داشت دستوری خواست که این خانه ترا بروبم. دستوری نداد.

    #
  2. 46

    گفت: زندگانی من کراء این نکند تا یک روز درآمد پیرزنی را دید که خانه وی می رفت.

    #
  3. 47

    گفت: ای برادر مرا دستوری ندادی تا خدمت تو کردمی. اکنون نامحرمی آورده ای.

    #
  4. 48

    گفت: ای خواهر دل مشغول مدار، که این دنیا است که در عشق ما سوخته است. و از ما محروم بود، اکنون از حق تعالی دستوری خواست تا از روزگار ما نصیبی بود او را جاروب حجره ما بدو دادند.

    انتخاب‌شده
  5. 49

    یکی از بزرگان می گوید چندین مشایخ را دیدم هیچ کس را بر خلق خدای چنان مشفق نیافتم که سری را.

    #
  6. 50

    نقلست که هرکه سلامش کردی روی ترش کردی و جواب گفتی از سر این پرسیدند.

    #
  7. 51

    گفت: پیغامبر صلی الله علیه و علی آله و سلم، گفته است که هرکه سلام کند بر مسلمانی صد رحمت فرود آید. نود آنکس را بود که روی تازه دارد من روی ترش کرده ام تا نود رحمت او را بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 48 از «ذکر سری سقطی قدس الله روحه» است.