کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 58

نقلست که سری خواست که یکی از اولیا را بیند. پس باتفاق یکی را بر سر کوهی بدید چون بوی رسید، گفت: السلام علیک تو کیستی؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 55

    نقلست که کسی پیش سری طعامی آورد و گفت: چند روز است نان نخورده ای؟

    #
  2. 56

    گفت: پنج روز.

    #
  3. 57

    گفت: گرسنگی تو گرسنگی بخل بوده است گرسنگی فقر نبوده است.

    #
  4. 58

    نقلست که سری خواست که یکی از اولیا را بیند. پس باتفاق یکی را بر سر کوهی بدید چون بوی رسید، گفت: السلام علیک تو کیستی؟

    انتخاب‌شده
  5. 59

    گفت: او.

    #
  6. 60

    گفت: تو چه می کنی؟

    #
  7. 61

    گفت: او.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 58 از «ذکر سری سقطی قدس الله روحه» است.