کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 64

گفت: این که می گویی او، ازین خدای را می خواهی؟ این سخن بشنید نعره ای بزد و جان بداد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 61

    گفت: او.

    #
  2. 62

    گفت: تو چه می خوری؟

    #
  3. 63

    گفت: او.

    #
  4. 64

    گفت: این که می گویی او، ازین خدای را می خواهی؟ این سخن بشنید نعره ای بزد و جان بداد.

    انتخاب‌شده
  5. 65

    نقلست که جنید گفت: سری مرا روزی از محبت پرسید.

    #
  6. 66

    گفتم: گروهی گفتند موافقت است و گروهی گفتند اشارت است و چیزهای دیگر گفته است. سری پوست دست خویشرا بگرفت و بکشید پوست از دستش برنخاست. گفت: بعزت او که اگر گویم این پوست از دوستی او خشک شده است راست گویم و از هوش بشد و روی او چون ماه گشت.

    #
  7. 67

    نقلست که سری گفت بنده بجایی برسد در محبت که اگر تیری یا شمشیری بر وی زنی خبر ندارد و از آن خبر بود اندر دل من تا آنگاه که آشکارا شد که چنین است.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 64 از «ذکر سری سقطی قدس الله روحه» است.