کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 66

و کسی گفت: مرا وصیتی کن.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 63

    گفت: نگاه داشتن سر است از التفات کردن به چیزی غیر الله.

    #
  2. 64

    و یک روز در پیش او بر خواند ففروا الی الله.

    #
  3. 65

    گفت: تعلیم می دهد بدانکه بهترین مفری، درگاه خدای است.

    #
  4. 66

    و کسی گفت: مرا وصیتی کن.

    انتخاب‌شده
  5. 67

    گفت: بمیران نفس را تا زنده گردانندش.

    #
  6. 68

    چون او را وفات نزدیک آمد، هفتصد دینار وام داشت. همه به مساکین و به مسافران داده بودو در نزع افتاد. غریمانش به یکبار بر بالین او آمدند. احمد در آن حال در مناجات آمد. گفت: الهی مرا می بری و گرو ایشان جای من است، و من در بگروم به نزدیک ایشان. چون وثیقت ایشان می ستانی کسی را برگمار تا به حق ایشان قیام نماید، آنگاه جان من بستان.

    #
  7. 69

    در این سخن بود که کسی در بکوفت و گفت: غریمان شیخ بیرون آیند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 66 از «ذکر احمد خضرویه قدس الله روحه العزیز» است.