کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 20

دست بر زمین زد قدحی برآمد از آبگینه سپید که از آن نیکوتر نباشد. وی از آن آب بخورد و یاران را آب داد و آن قدح تا به مکه با ما بود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 17

    نقل است که یکبار با مریدان در بادیه می رفت. اصحاب تشنه شدند. خواستند که وضو سازند. به شیخ مراجعه کردند. شیخ خطی بکشید، آب برجوشید و وضو ساختند.

    #
  2. 18

    ابوالعباس سیرمی گوید: با بوتراب در بادیه بودم. یکی از یاران گفت مرا تشنه است.

    #
  3. 19

    پای بر زمین زد. چشمه ای آب پدید آمد. مرد گفت: مرا چنان آرزوست که به قدح بخورم.

    #
  4. 20

    دست بر زمین زد قدحی برآمد از آبگینه سپید که از آن نیکوتر نباشد. وی از آن آب بخورد و یاران را آب داد و آن قدح تا به مکه با ما بود.

    انتخاب‌شده
  5. 21

    بوتراب ابوالعباس را گفت: اصحاب تو چه می گویند در این کارها که حق تعالی با اولیای خویش می کند از کرامات؟

    #
  6. 22

    گفت: هیچکس ندیدم که به دین ایمان آورد الا اندکی.

    #
  7. 23

    گفت: هرکه ایمان نیاورد به دین کافر بود.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 20 از «ذکر ابوتراب نخشبی قدس الله روحه» است.