نثر · شماره 22
گفت: هیچکس ندیدم که به دین ایمان آورد الا اندکی.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 19
پای بر زمین زد. چشمه ای آب پدید آمد. مرد گفت: مرا چنان آرزوست که به قدح بخورم.
# - 20
دست بر زمین زد قدحی برآمد از آبگینه سپید که از آن نیکوتر نباشد. وی از آن آب بخورد و یاران را آب داد و آن قدح تا به مکه با ما بود.
# - 21
بوتراب ابوالعباس را گفت: اصحاب تو چه می گویند در این کارها که حق تعالی با اولیای خویش می کند از کرامات؟
# - 22
گفت: هیچکس ندیدم که به دین ایمان آورد الا اندکی.
انتخابشده - 23
گفت: هرکه ایمان نیاورد به دین کافر بود.
# - 24
و یک بار مریدان گفتند: گزیر نیست از قوت شیخ.
# - 25
گفت: گزیر نیست از آنکه از او گزیر نیست.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 22 از «ذکر ابوتراب نخشبی قدس الله روحه» است.