کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 42

جنید گفت: اصحاب را ادب سلاطین آموخته ای.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 39

    بوحفص گفت: این به سخن راست نیاید.

    #
  2. 40

    جنید چون این بشنید گفت: برخیزید ای اصحابنا که زیادت آورد بوحفص برآدم و ذریت او در جوانمردی. یعنی خطی گرد اولاد آدم بکشید در جوانمردی، اگر جوانمردی این است که او می گوید.

    #
  3. 41

    و بوحفص اصحاب خویش را عظیم به هیبت و ادب داشتی و هیچ مرید را زهره نبودی که در پیش او بنشستی و چشم بر روی او نیارستی انداخت و پیش او همه برپای بودندی و بی امر او ننشستندی. بوحفص سلطان وار نشسته بودی.

    #
  4. 42

    جنید گفت: اصحاب را ادب سلاطین آموخته ای.

    انتخاب‌شده
  5. 43

    بوحفص گفت: تو عنوان نامه بیش نمی بینی اما از عنوان دلیل توان ساخت که در نامه چیست.

    #
  6. 44

    پس ابوحفص گفت: دیگی زیره با و حلوا فرمای تا بسازند.

    #
  7. 45

    جنید اشارت کرد به مریدی تا بسازد. چون بیاورد ابوحفص گفت: بر سر حمالی نهید تا می برد. چندانکه خسته گردد آنجا بر در هر خانه ای که رسیده باشد آواز دهد، و هرکه بیرون آید به وی دهد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 42 از «ذکر ابوحفص حداد قدس الله روحه العزیز» است.