نثر · شماره 32
و گفت: عالمی بسیار روایت نیست عالم آنست که متابعت علم کند وبدان کار کند و اقتدا به سنتها کند و اگر چه علم او اندک بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 29
و گفت: هیچ چیز نبود که در چشم من صعب نمود الابا او راه گرفتم.
# - 30
و گفتی دستی فارغ و دل ساکن و هر جا که خواهی می شود.
# - 31
و گفت: هر که حق را بشناسد بوفاء عهد لازم بود آن شناخت را که آرام گیرد با خداء تعالی و اعتماد کند بروی.
# - 32
و گفت: عالمی بسیار روایت نیست عالم آنست که متابعت علم کند وبدان کار کند و اقتدا به سنتها کند و اگر چه علم او اندک بود.
انتخابشده - 33
وگفت: علم به جملگی در دوکلمه مجتمع است یکی آنکه خدای تعالی اندیشۀ آن چه از دل تو برداشته است در آن تکلف نکنی و دیگر آنچه ترا می باید کرد و بر تو فریضه است آنرا ضایع نگردانی.
# - 34
وگفت: هر که اشارت کند به خدای و سکونت گیرد با غیر حق تعالی او را مبتلا گرداند و اگر از آن با خدا گردد هر بلا که دارد ازو دور کند و اگر با غیر او سکونت اودایم شود حق تعالی رحمت از دل خلق ببرد و لباس طمع درو بپوشد تا پیوسته خلق را مطالبت می کند و خلق را برو رحمت و شفقت نبود تا کارش به جائی رسد که حیوه او به سختی و ناکامی بود و مرگ او بدشواری و حیرت و رنج و بلا و آخرت او پشیمانی و تاسف.
# - 35
و گفت: هر که نه چنان بود که دنیا بر او بگیرند آخرت بر اوخندان بود و هر که ترک شهوت کند و آن در دل خود عوض نیابد در آن ترک کاذب بوده باشد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 32 از «ذکر ابراهیم خواص رحمهالله علیه» است.