کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 155

و گفت: عمریست تا انتظار می کنم که نفسی برآرم پنهان بود ازدلم ودلم آن نداند نمی توانم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 152

    گفتند آسوده ترکی باشیم گفت: آن وقت که او را هیچ ذاکرنبینم بجز خود یعنی همه من باشم.

    #
  2. 153

    و گفت: اگر دانستمی قدر خدای هیچ نترسیدمی از غیر خدای.

    #
  3. 154

    و گفت: در خواب دو تن رادیدم که مرا گفتند ای شبلی هر که چنین و چنین کند او از غافلانست.

    #
  4. 155

    و گفت: عمریست تا انتظار می کنم که نفسی برآرم پنهان بود ازدلم ودلم آن نداند نمی توانم.

    انتخاب‌شده
  5. 156

    و گفت: اگر همه لقمۀ گردد و در دهان شیرخوارۀ نهند مرا بروی رحم آید که هنوز گرسنه مانده است.

    #
  6. 157

    و گفت: اگر همه دنیا مرا باشد بجهودی دهم بزرگ منتی دانم او را بر خود که از من پذیرد.

    #
  7. 158

    و گفت: کون را آن قدر نیست که بر دل من بتواند گذشت و چگونه کون بر دل کسی بگذرد که مکونرا داند.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 155 از «ذکر شیخ ابوبکر شبلی رحمهالله علیه» است.