کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 12

ووقتی علم ظاهر را یاد کرد و گفت: آن جوهریست که دعوت صد و بیست واند هزار پیغامبر در آن نهاده اند اگر از آن جوهر ذره پدید آید از پردۀ توحید زود از هستی خویش این همه در فنارود.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 9

    و گفت: بسیار چیزها رادوست داریم که یک ذره آنجا نباشیم.

    #
  2. 10

    و گفت: صوفیان می آمدندی هر کسی به چیزی و به جائی بایستی و مرا پای نبایستی و هر کسی را منی بایستی و مرا من نبایستی مرا بایستی که من باشم.

    #
  3. 11

    و گفت: طاعت و معصیت من در دو چیز بسته اند چون بخورم مایه همه معصیت در خود بیابم و چوندست باز کنم اصل همه طاعت ازخود بیابم.

    #
  4. 12

    ووقتی علم ظاهر را یاد کرد و گفت: آن جوهریست که دعوت صد و بیست واند هزار پیغامبر در آن نهاده اند اگر از آن جوهر ذره پدید آید از پردۀ توحید زود از هستی خویش این همه در فنارود.

    انتخاب‌شده
  5. 13

    و گفت: نه معروفست ونه بصیرت ونه نور ونه ظلمت نه فنا آن هستی هست است.

    #
  6. 14

    و گفت: مصطفی نه مرده است نصیب چشم تو از مصطفی مرده است.

    #
  7. 15

    و گفت: پادشاه عالم را بندگانی اند که دنیا و زینت دنیا به خلق رها کرده اند و سرای آخرت و بهشت به مطیعان گذاشته و ایشان با خداوند قرار گرفته گویند ما را خود این نه بس که رقم عبودیت از درگاه ربوبیت بر جان ما کشیده اند که ما چیزی دیگر طلبیم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 12 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.