نثر · شماره 14
و گفت: مصطفی نه مرده است نصیب چشم تو از مصطفی مرده است.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
و گفت: طاعت و معصیت من در دو چیز بسته اند چون بخورم مایه همه معصیت در خود بیابم و چوندست باز کنم اصل همه طاعت ازخود بیابم.
# - 12
ووقتی علم ظاهر را یاد کرد و گفت: آن جوهریست که دعوت صد و بیست واند هزار پیغامبر در آن نهاده اند اگر از آن جوهر ذره پدید آید از پردۀ توحید زود از هستی خویش این همه در فنارود.
# - 13
و گفت: نه معروفست ونه بصیرت ونه نور ونه ظلمت نه فنا آن هستی هست است.
# - 14
و گفت: مصطفی نه مرده است نصیب چشم تو از مصطفی مرده است.
انتخابشده - 15
و گفت: پادشاه عالم را بندگانی اند که دنیا و زینت دنیا به خلق رها کرده اند و سرای آخرت و بهشت به مطیعان گذاشته و ایشان با خداوند قرار گرفته گویند ما را خود این نه بس که رقم عبودیت از درگاه ربوبیت بر جان ما کشیده اند که ما چیزی دیگر طلبیم.
# - 16
و گفت: خنک آن بنده که او را یاد نمودند.
# - 17
و گفت: جوانمردان راحت خلقند نه وحشت خلق که ایشان را صحبت با خدای بود از خلق و از خدای به خلق نگرند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.